حدیث عروسک دوست داشتنی من
شب احیا یعنی 21 رمضان مصادف با 27 تیر 93 بود که خدا به من و بابا مهدی یه دختر ناز مث ثمینم هدیه داد ثمینم اولش اصرار داشت اسم ابجی کوچولوشو سایه بزاریم ولی بعد به درخواست بابایی قرار شد اسم ابجی حدیث باشه حدیثم مثل ثمین گلی خیلی ساکت بود وقتی حدیث به دنیا اومد اولین چیزی که از دکترم شنیدم این بود که چقد سفیده اخه راستشو بخواین من خودمم باورم نمیشد چون ثمینم برنزس و انتظار داشتم مثل ثمینم باشه وقتی حدیث رو گرفتم بغلم هر دردی که تا اون لحظه کشیده بودم فراموشم شد.. وقتی از ریکاوری میخواستن ببرن بخش بابا مهدی و عزیز{مامانم} اومدن پیشم تا با هم بریم بخش..از اینکه حدیثم سالم و سلامت بود خی...




